محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
680
خلاصة الحكمة ( فارسى )
برودت و غلظت و قصور حرارت است . و اين چنين حمّايى البتّه مزمن مىباشد . و به طول مدّت ، مادّهء آن مترمّد گشته مستحيل به سوداوّيت مىگردد . و در حمّى حادّه ، اگر بول در ابتداء رنگين باشد و بعد از آن سفيد گردد ، دلالت مىكند « 1 » بر آن كه صفراء از مخرج بول به عضوى ديگر ميل نموده و آثار ميل آن از آن عضو ظاهر گردد ؛ چنان چه - ان شاء اللّه تعالى - خواهد آمد . [ فايده ] : و بدان كه ميل صفراء : يا به ظاهر بدن مىباشد ، يا به داخل : اگر به ظاهر ميل نمايد ، از سه حال بيرون نيست : يكى ، آن كه مادّهء صفراء لطيف رقيق باشد و به عَرَق مندفع گردد . دوم ، آن كه مادّهء صفراء نسبت به حال اوّل « 2 » ، غليظ و قليل الحدّة باشد و تحت جلد محتبس گردد و احداث يرقان نمايد . سوم ، آن كه با غلظت و حدّت باشد و اورام احداث نمايد . و اگر ميل به باطن نمايد ، نيز از سه حال بيرون نخواهد بود : يكى ، آن كه منصبّ به تجويف امعاء گردد و در آن درآيد و باعث اسهال گردد . دوم ، آن كه در تجويف معده درآيد و به قى و يا به اسهال مندفع گردد . سوم ، آن كه در عضوى محتبس گردد و آن را متورّم سازد . و صفراء كه در مجراى بول منصرف گردد به باطن ، بيشتر باعث سرسام گردد ؛ به جهت آن كه از شأن صفراء صعود به سوى ما فوق است ؛ به سبب لطافت و خفت . و بول إهالى شبيه به زيت ، در حمّيات حادّه منذر به موت و يا دقّ است ؛ زيرا كه چنين بول بىذوبان نمىباشد ؛ پس اگر قوّت قوى است و به زودى باعث افناء حرارت و رطوبت غريزيهء اصليه نتواند گرديد كه موت حادث گردد ، به زودى منجرّ به دق گردد و مدّتى مديد ، بول رقيق سفيد باشد مانند آب خالص و در دماغ هيچ علامت ردى نباشد . و در آخر مرض ، زير حجاب ورمى و خراجى ظاهر گردد ؛ زيرا كه هر مرضى كه نضج آن دير واقع شود ، بحران آن به ورم و خراج باشد . اگر بر « 3 » بالاى بول ، مانند ابر ثفلى باشد و كف بسيارى ، ردى و خطرناك است ؛
--> ( 1 ) . ب : كند . ( 2 ) . ب : او . ( 3 ) . ب : ( بر ) حذف شده .